چقدر فكر كنيم؟

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

بخش اول مباحث يوگا : كنترل خشم


بخش دوم مباحث يوگا : صداقت


بخش سوم مباحث يوگا : تسلط بر طمع


مشاوره

قطره چه دارد تا به پاي دريا بريزد

آسمون رسمون

ساحل

دريا

كيوان سياره‌اي متفاوت

اولين برگ پاييزي

جهان در دست توست اگر بخواهي

آغاز کسی باش که پايان تو باشد

فقط براي ريتايي كه ميشناسمش

چهارشنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸۱

چرا مشكلات را به تنهايي حل كنيم؟

شما با مشكلتان چه ميكنيد؟
شب سرتو تو بالش مي‌كني و با گريه به آرامش مي‌رسي؟ يا در محل كار و خانه با دعواكردن با بقيه افراد حس بي‌پناهي سر درگمي و عجز خود براي حل مشكلت را پنهان مي‌كني؟
در زمان قديم زنان بي‌سوادي كه در خانه هم چادرهايشان را به كمرشان مي‌بستند و ما در حال حاضر به تمام افكار آنها مي‌خنديم، چه مي‌كردند

اين نكته جالبي است، آيا آنها مشكلي نداشتند؟ مسلماُ نداشتن مشكل بعيد و دور از ذهن است. پس چرا هيچ كدام از آنها حتي به عمرشان اسم اگزازپام ، ديازپام و ... را نشنيده بودند و نزيك 80-90 سال هم عمر مي‌كردند بدون اينكه دست درد و پا درد و ميگرن داشته باشند.
بعد از تفكرات و بررسي هاي اينجانبنتيجه حاصله تنها به يك چيز برمي‌گردد. زنان قديم مشكلاتشان را در هنگام سبزي پاك‌كردن دسته‌جمعي بدون هيچ خجالتي براي همسايگان( كه معمولاُ تا آخر عمر همسايه باقي مي‌ماندند)مطرح مي‌كردند و با اين كار هم بار مشكل بر دوششان سنگيني نمي‌كرد و هم با همفكري بهترين راه حل مشكل را مي‌يافتند.
اما ما چه مي‌كنيم؟؟؟؟
مشكلمان را در 1000 لفافه مي‌پيچيم كه كسي از آن مطلع نشود و با اين كار علاوه بر فشاري كه مشكل بر ما وارد مي‌كند بايد فشار ناشي از قايم كردنش را نيز تحمل كنيم، در حالي كه اين مشكل شايد آنقدر كه ما فكر مي‌كنيم با اهميت و قابل پنهان كردن نباشد.
من که روش قديمی ها را در پيش گرفته‌ام. با اين تفاوت که من از سبزی پاک کردن خوشم نمياد واسه همين از تلفن برای گفتن مشکلم به دوستانم کمک می‌گيرم


پيام هاي ديگران ()

یه دوست


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]