چقدر فكر كنيم؟

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

بخش اول مباحث يوگا : كنترل خشم


بخش دوم مباحث يوگا : صداقت


بخش سوم مباحث يوگا : تسلط بر طمع


مشاوره

قطره چه دارد تا به پاي دريا بريزد

آسمون رسمون

ساحل

دريا

كيوان سياره‌اي متفاوت

اولين برگ پاييزي

جهان در دست توست اگر بخواهي

آغاز کسی باش که پايان تو باشد

فقط براي ريتايي كه ميشناسمش

سه‌شنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸۱

ديد ما به زندگي چه محدوده‌اي داره؟؟

تا حالا فكر كردي به مسائل زندگي با چه ديدي نگاه ميكني !؟
شايد براي اول يك نوشته، اين سئوال نا مفهوم باشه .بذار بيشتر توضيح بدم.
الان اومدم Weblog را نگاه كردم ببينم تا حالا چه چيزهايي نوشتم، در واقع يك بازنگري به احساساتم در مقاطع مختلف زندگي داشته باشم.
رسيدم به مطلبي كه در ۱۷ آذر نوشتم (موفق بشم يه شيريني افتادين )، الان به فكر اون موقع خودم خندم ميگيره.
در آن زمان من داشتم تمام فكر، احساس و انرژي خودم را روي مسئله‌اي ميذاشتم كه اون موقع فكر ميكردم تنها راه رسيدن به عشقه، تنها راهي كه به ميتونه آرامش و صفا و اطمينان را به من برگردونه ، اما ۲۷ دي حس كردم چقدر احمقانه انتخاب كرده بودم و چقدر ديدم به مسائل زندگي زاويه تنگي داشته.
يعني زندگي فقط يه راه را پيش پاي آدم ميذاره؟!
مسلما اينطور نيست، اين ما هستيم كه به علت عدم تفكر كافي درباره اهدافمون با زاويه‌اي تنگ به مسائل نگاه ميكنيم و تنها گزينه در درسترس در يك مقطع زماني را به عنوان تنها راه رسيدن به هدفمان انتخاب ميكنيم و به اين طريق تمام انرژي خود را صرف روشي ميكنيم كه جز دلسردي و خستگي چيزي نسيبمون نميكنه!
۲۰ بهمن ماه كه شد با يك اتفاق، گزينه‌اي جديد را روبروي خودم يافتم، اما به علت خستگي‌هاي قبلي خيلي با احتياط به اين گزينه نگاه كردم.
به مرور زمان اين گزينه آنچنان جاي خود را در گوشه كنار زندگي من باز كرده كه فرصتي براي فكر كردن به اشتباهات قبلي را ندارم و احساس ميكنم خستگيهاي گذشته رنگ ناموزون خود را در زندگيم دارن از دست ميدن.
بازم با خودم ميگم هيچ دليلي نداره اين تنها گزينه موجود براي دستيابي به اهداف من باشه، اما ميشه تا زماني كه به روح و روانم ضربه نزده از وجودش و از انرژيهاي مثبتي كه بهم ميده استفاده كنم.


پيام هاي ديگران ()

یه دوست


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]