چقدر فكر كنيم؟

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

بخش اول مباحث يوگا : كنترل خشم


بخش دوم مباحث يوگا : صداقت


بخش سوم مباحث يوگا : تسلط بر طمع


مشاوره

قطره چه دارد تا به پاي دريا بريزد

آسمون رسمون

ساحل

دريا

كيوان سياره‌اي متفاوت

اولين برگ پاييزي

جهان در دست توست اگر بخواهي

آغاز کسی باش که پايان تو باشد

فقط براي ريتايي كه ميشناسمش

شنبه ٥ مهر ،۱۳۸٢

به اندازه دو تا دنيا دوستت دارم . يعني چي؟!

تمام قرار ها گذاشته شد.
خريد حلقه و آينه شمعدان انجام شد.
الفاظ عاشقانه رد و بدل شد.
همه چيز آماده براي ايجاد يك پيوند الهي.
۱۰ ساعت قبل از عقد خانواده داماد خود سرانه و بدون مشورت با خانواده عروس كه علاوه بر اينكه مراسم عقد متعلق به آنهاست به عنوان يكي از دو خانواده اي كه با هم درباره شروع يك زندگي تصميم ميگيرند حق راي دارند مكان و تعداد افراد حاضر در عقد را تغيير دادند.

بعد از صحبت هاي تلفني زياد و التماسهاي داماد. پدر عروس ۲ راه حل را در نظر گرفت.
۱- انجام عقد در محضر با حضور ۴ نفر از طرفين
۲- انجام عقد و عروسي همزمان

خانواده داماد اصرار داشتند عقد همين زمان اما با حضور ۱۴ نفر از آنان در محضر انجام گيرد.
بنابراين به خاطر خودسري مادر داماد كه حق صحبت و تصميم گيري را از تمام فرزندان و همسر خود گرفته بود. همه چي تموم شد.

هنوز كه هنوز خانواده ما در اين تعجب هستند كه اون ۱۴ نفر چه كاري در محضر ميتوانستند انجام دهند كه ۴ نفر نميتوانستند ؟!

داماد هم همچون عروسك خيمه شب بازي در دست مادر صبر كرد تا در روز عقدش با فردي كه به قول خودش به اندازه ۲ تا دنيا دوستش داشت همه چي زير و رو شود.

دلم ميخواد بهش بگم :

ايندفعه كه خواستي به يه دختر ديگه بگي به اندازه ۲ تا دنيا دوستش داري يادت باشه بهش بگي كه دو تا دنياي تو در كف دست مادرته و اون دختره بايد آنقدر حقير و كوچك بشه كه وقتي مادرت مشتش را بست دختره بين دو تا دنياي تو له نشه


پيام هاي ديگران ()

یه دوست


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]