چقدر فكر كنيم؟

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

بخش اول مباحث يوگا : كنترل خشم


بخش دوم مباحث يوگا : صداقت


بخش سوم مباحث يوگا : تسلط بر طمع


مشاوره

قطره چه دارد تا به پاي دريا بريزد

آسمون رسمون

ساحل

دريا

كيوان سياره‌اي متفاوت

اولين برگ پاييزي

جهان در دست توست اگر بخواهي

آغاز کسی باش که پايان تو باشد

فقط براي ريتايي كه ميشناسمش

چهارشنبه ۱ آبان ،۱۳۸۱

پدر بزرگم فوت کرد.

دوشنبه ساعت ۵ بعد از ظهر خواهرم خبر مرگ پدر بزرگم را بهم داد.
پدر بزرگم بعد از ۴۰ روز مريضی سخت درگذشت.
من تمام سعی خودم را برای او انجام دادم. مرد خوش‌اخلاقی نبود ولی مرد واقعی بود کسی که به تنهايی در سرپرستی و به ثمر رساندن فرزندانش موفق بود .
دوشنبه خيلی گريه کردم همانطور که الان اشکام مثل بچه‌ها راه افتاده.اما ديروز که رفتيم پدر بزرگم را خاک کنيم به جز زمانی که دختر عموم اومد و منو بغل کرد گريه نکردم.
زمانی که دختر عموم منو بغل کرد دقيقاًً ياد ۲سال پيش اُفتادم که مادر او فوت کرده بود .
از دست دادن سخته.


پيام هاي ديگران ()

یه دوست


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]