آخر سالی

تو اين آخر سالی کارم زياد شده بايد با برنامه جمع و جورشان کنم.

دو تا پرونده را هم بستم که برای سال ديگه خيالم راحت باشه. ( البته اينها پرونده کاری نيستن)

جالبه که آدمها خودشون پرونده احساسيشون را برای آدم ميبندن.

شده تا حالا فکر کنين يک دوست دارين که عاقل ترين عاقلهاست و ميشه قبله شما و حاضريد برای گرفتن نظراتش هر کاری بکنيد و احترامی براش ميگذاريد که تا حالا برای هيچ کس نگذاشتين حالا يه دفعه طرف يه کاری ميکنه که باعث ميشه فکر کنيد اون نه تنها باهوشتر و بهتر از شما نيست که از کلی آدمهای ديگه هم که ميشناختين احمق‌تر و ناسپاس تر و حتی منفعت طلبتره. اونوقته که ديگه پرونده‌اش چنان بسته ميشه که هيچ وقت نميخواييد بازش کنيد!

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
Mehrpou

سلام اولا خوشحالم که امتحانت خوب بود. راجع مطلبی که نوشتی راستشو بگم من همچنين مشکلی ندارم چون فقط روی خودم حساب ميکنم هيچوقت هم کسی را قبله خودم نکردم. بهرحال هرکسی بهتر از ديگران خودشو ميشناسه و بهتر ميتونه راجع به صلاح و مصلحتش فکر کنه. (البته شنيدن نظرات افراد با تجربه خيلی خوبه و نه اينکه دربست حرف کسی رو قبول کرد) .اين نظر منه و هميشه هم ازش راضی بودم!

بچه پر رو

دقيقا همينه. کاملا درسته. منم کسانی بودند که فکر کردم خيلی ميشه بهشون اعتماد کرد و دوستای خوبی هستنُ اما الان حتا حاضر نيستم باهاشون سلام و عليک کنم. چون اينقدر احمقند که حالمو بهم ميزنن. راستی من از کوير اومدم. اگه طالب هيجانی حتمن اينکارو بکن. ديوونه کننده است

سلیمه

سلام دوست عزيز. متاسفم که دوستانی اينگونه که نوشتی داشتی. اميدوارم در انتخاب دوست نهايت دقت رو داشته باشی. موفق باشی. يا علی ...

محمود

گاهی اوقات دوستان بد چنان ضربه ای به آدم می زنند که صد تا دشمن هم نمی تونه بزنه. اما اينو هم بدون که هيچ کس سفيد سفيد يا سياه سياه نيست.همه خاکستری اند.البته تيره و روشن