خاطرات

الان اومدم وبلاگ را چک کردم پیغام وحید را دیدم.

یه کوچولو یاد گذشته‌ها افتادم رفتم تو آرشیو وبلاگم.

چه خبر بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

انبوهی از خاطرات بد و خوب،‌ انبوهي از نظرات تغيير نكرده و دگرگون شده، انبوهي از تصميماتي كه بعدها به اجرا در آمد و آنهايي كه بعدها آنقدر كم اهميت شدند كه خود به خود از خاطرم محو شدند.

انبوهي از احساسات پاك و بي آلايشي كه بعدها همچون غبار پشت چرخ يك كاميون ۱۸ چرخ در يك جاده خاكي نشست كردند.

واقعا عجيبه !

اين وبلاگ را ۹ مهر ۸۱ به خاطر يك اتفاق بسيار ناراحت كننده ايجاد كردم اما الان كه اونو خوندم ديگه غمگين كننده نبود.

شهريور ۸۲ نوشته بودم به نامزدم علاقه‌مند شدم اما الان كه به موضوع نگاه ميكنم به خودم ميگم اون موقع اصلا نميفهميدم دوست داشتن و تفاهم داشتن يعني چي ؟

چه تجربه‌هايي كسب كرده بودم كه ميخواستم هيچوقت يادم نره، اما يادم رفته بود.

چه دوستاني  داشتم كه ميخواستم هيچوقت از زندگي ام نرن چون بدون آنها سختم ميشد اما اونا رفتن و زندگي هيچ هم سخت نشد.

زندگي عجب داستاني است.

تازه اينجا كلي از مطالب را به موقع خودش سانسور كرده بودم كه الان اصلا يادم نيست چي بودن !!!!!!

جل الخالق

/ 5 نظر / 7 بازدید
ساحل

حق با توست، اين حرفت كه هميشه بهم مي گي گاهي وقتا به گذشته برگرد و مرور كن هميشه يادم مي مونه و فكر مي كنم الان وقتشه كه برگردم و به گذشتم رجوع كنم... ممنون از يادآوريت دوستم

وحید

اگه با یه چیز جدید خفه کنی قبوله شماره بدی یا بدم؟ من از خر شیطون پایئن اومدم تو ام پائین بیاه حیفت نمی یاد البته یه چیز جدید پیدا کن تا خفه کنی اون قبلی خیلی خفه می کرد ادم نفسش بالا نمی اومد

يه دوست

تو از خر شيطون پايين اومدی ؟!!! هه هه نه داداش رو همون خر شيطون بمون. اون طوری بهتره. اگه خفه شده بودی که الان نمی‌اومدی اينجا زرت و پرت کنی اما اومدی کنفرانس ميبينمت

Ω■▪•●¤° † ایده †°¤●•▪█Ω

آنان گمان مي برند که اين، واپسين ترانه ي ماست... ما را نمي شناسند ايشان تا بدانند که واپسين ترنم ما، آنست که خود خواسته باشيم!

Ω■▪•●¤° † ایده †°¤●•▪█Ω

نوشته هات منو برد به خيلی وقت پيش. به روزايی که عاشق بودم. به روزايی که فکر می کرد آخرين باريه که عاشق شدم. و به روزايی که دوباره محو دوست داشتن بودم...! حالا که اون روزا رو يادم مياد آرومتر ميشم و اميدوار. شايد يه روزی به اين لحظه هام بخندم .....