امروز آدرست تو بهشت زهرا را يادداشت کردم

مدتهاست اینجا نیامدم. اون باری هم که اومدم فقط اومدم یه چیزی بگم که چیزی گفته باشم.

این سایت منو یاد مرده ها می اندازه

یاد از یاد رفته ها

یاد خیانتها

یاد دروغهایی که بعد از مرگ همه درباره هم میگیم. یاد تعریفهایی که بعد مرگ از هم میکنیم.

یاد جوجوی هیچ کس افتادم. عجیبه یه دختری که فقط  رابطه وبلاگی با هم داشتیم. هنوز اسمش تو لیست میلها و وبلاگم هست. هنوز صداشو اون یک باری که تلفنی باهاش حرف زدم تو ذهنم دارم. مادرش بعد از مرگش کلی ازش تعریف کرد و اینکه چقدر دلش براش تنگ میشه اما اون در دوران زندگیش همیشه تنها بود.

یاد تو افتادم. نمیخوام ازت تعریف کنم هنوز یه کم دلگیرم. دیدم تو وبلاگ دوست قدیمیت نوشته کسی که به هیچ کس هیچ وقت دروغ نگفت. شاید توهم چون بدرود حیات اینطوری ازت تعریف میکنن.

اما تو به من دروغ گفتی. تو صادق نبودی. تو عشقتو فدای هوست کردی. نکردی؟!

یه دوست دیگت که در تمام مدتی که سه نفری دوست بودیم و در کنار هم بودیم اذیتت کرد. سعی کرد از طریق بازی با احساساتت تفریح کنه. خوشحال باش اونم تو وبلاگش کلی ازت تعریف کرده. اونقدر گفته دلش برات تنگ شده و اینکه چقدر ناراحته تو نیستی.شاید چون دیگه کسی نیست که اذیتش کنه. کسی نیست که حسادتشو تحریک کنه اونم توسط احمقی مثل من

خلاصه میخواستم بهت بگم من جای دوتامون دارم کاری که شروع کردی را ادامه میدم . سعی میکنم هرچه زودتر بیام سر خاکت. اگرچه دیر  تونستم از ماجرا فاصله بگیرم. اما خودمو تورو و اون را بخشیدم همگی به عنوان یک انسان ریدیم به هیکل همدیگه. من نمیخوام مثل بقیه ازت تعریفی کنم که اگه زنده بودی نمیکردم. اما راهی را برای من باز کردی که همیشه سپاسگذارتم. و سعی میکنم از بین تمام خاطرات۳ -۴ سالی که بوده این یادگاری را برای خودم نگه دارم و بقیه را بریزم تو دریاهای زیبایی که به دیدنشان خواهم رفت.

برای اولین بار در این چند ماهی که به دیار فانی رفتی با صمیم قلب برات آرزوی آرامش دارم.

دیدار به قیامت

یا حق

/ 2 نظر / 6 بازدید
نوید

خاطرات یک 107ی - قسمت سوم آقای ارواحیان ناظم ما یه پیکان مدل ۴۹ داشت که با زحمت فراوون . . . . . تشکرات صمیمانه و الزاما جمعی 1- "بچه های آسمان" عنوان یک فیلم است. ۲- فیلم مذکور در سال ۱۳۷۵ یا ۱۳۷۶ توسط مجید مجیدی نوشته و کارگردانی شد. ۳- نکات ۱و ۲ فاقد ارزش هستند . . . . . اه که همیشه چقدر زود دیر می شود حتی بدون آنکه بدانیم دیر می شود، دیر می شود و همه چیز آنقدر سرد و طبیعی جلوه می نماید که گویی از ابتدا دیر شده بود . . . 3 مطلب بالا را آپ کرده ایم خوشحال می شویم سری هم به ما بزنید

نيما

سلام. با همه این اوصاف اميدوارم که بشه برای سال جديد توجهت رو معطوف خوبيها و خوشيهايی که اتفاق افتادن يا هنوز نيفتادن و دوست داری بيفتن بکنی و البته خودت ميدونی که اهميت اين موضوع تو زندگی چقدر زياده.