جواب اون دوستي كه پيام گذاشته اما آدرس براي جواب دادن نگذاشته

دوست عزيز چرا ناراحتي!21.gif
من خفه ات كردم؟! اي بابا فكر كردي هر هفته خواستگار داشتن خوبه؟15.gif
اونم خواستگارهايي كه همشون يه عيبي دارن كه نميشه ازش چشم پوشي كرد.
اوضاع من طوري شده كه همه فكر ميكنن من قصد ازدواج ندارم واسه همين سعي ميكنم بيشتر خواستگارها را قايمكي از فاميل بگم بيان .
بعد از اين آخري خسته شدم. معرف اين آخري يكي از دوستان صميمي خانوادگيمون بود كه بعد از اين جريان , اون دوستمون هم باهامون قهر كرده و من ديگه از مامان باباي خودم هم خجالت ميكشم.
25.gif اينكه از خواستگارهام ميگم واسه پز دادن نيست كه به نظر من

يك دسته گل دماغ پرور

از خرمن صد گياه بهتر



واسه همين فكر نكن دارم پز ميدم. چون بهم فشار مياد و سختمه دربارشون مينويسم.
هر چي هم آدم منطقي باشه مثل من , باز وقتي يه نفر ميايد و قصد ازدواج داره ناخودآگاه براي آينده اش برنامه هايي ميچينه و يك سري از برنامه هاشو كنسل ميكنه. اين مسائل به همراه روابط عاطفي ايجاد شده در اين بين , باعث ميشه هر بار يك فشار سنگيني را تحمل كنم و فقط با لطف خداوند و اين تفكر كه آدم بايد منطقي باشه سرپا هستم .

پس اگه از خواستگارها مينويسم فقط واسه سختيهايي كه برام پيش مياد وگرنه اگه دوست داري از فردا از پسربچه هايي كه تو خيابان دنبال آدم مي افتن و شماره ميدن مينويسم.

اين مسائل كه سختي نداره. اندازه 2-3 كوچه دنبال آدم گاز ميدن , منم چون حوصله ندارم مي ايستم اونا شمارشونو ميدن و منم بدون اينكه حتي يك لحظه درباره آنها فكر كنم شماره را ميندازم تو كيفم و ميرم.
اين كه ديگه نه مشكليه , نه مشغوليت فكري و نه درگيري.
09.gif

/ 2 نظر / 3 بازدید
من لیلا! کو مجنون؟

سلام .چه مطلب جالبی نوشتی . حالا که اختيار دست خودته سعی کن با کسی ازدواج کنی که دلت پسنديدتش ( مثل مامان بزرگا حرف زدم :)))

یکتا

سلام دوست عزیز فکر می کنم اگه یه کمی عمیقتر به مسائل نگاه کنی هیچ وقت سر در گم نمیشی. من یه پیشنهاد دارم. احساس را جدا کن(منها نکن)، و با عقل تصمیم بگیر. یه کاغذ بیار، خوبیها و بدیهای خواستگارهایت را بنویس و با خوبیها و بدیهای خودت مقایسه کن اگه برابر بود، یا نزدیک به عقاید تو بود بعد تصمیم بگیر.